پس از آنکه انزوای من به پایان برسد، مسافر کجا خواهم بود ؟ - تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 19:27
به قدری اوضاع روحی روانیم داغونه به قدری افت خلق شدم  به قدری حالم بده  که چیزی نمونده به دعوت اعزام کادر درمان به غزه لبیک بگم و برم اونجا بلکه بمیرم و راحت بشم ... Adblock test (Why?)
حبیت انسان ینقاس قرآن...❤ - تاریخ: 1402/7/24 ساعت: 13:25
از این جنگی که اخیر رخ داده (حماس و اسرائیل) و شواهد میگه که بسیار مخرب هست همه نگرانن... هر کسی از دید خودش... بحث کشته شدن آدمای بیگناه و جنگ قدرتِ قدرتمندان که همیشه بوده و از همه بخشش آزار دهنده تره ...  موارد دیگه ای که اجتناب ناپذیرن و قطعا کشور ما رو همتحت تاثیر میذاره ، باز همون کشته شدن جوو...
اضغاث احلام - تاریخ: 1402/7/24 ساعت: 13:25
از اینجا شروع شد که ، خودمو تو آینه نگا کردم و موهایی که نمیدونم کی کوتاه شده بود رو شونه زدم و رژ لب قرمزی روی لبم کشیدم، پیرهن مشکلی بلندی که نمیدونم کی خریده بودم رو تنم کردم،  روی مبل جلوی در نمیدونم منتظر کی نشستم، نمیدونم از کجا فهمیدم رسیده که از خونه بیرون اومدم، در رو با دقت قفل کردم و سوار...
دلم تنگه پرتقالِ من... - تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 16:46
یکی از مریضامون پیام داد چرا رفتی ؟ تو یه فرشته بودی تو بخش
بازگشت غیرمنتظره... :/ - تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 16:46
دیروز صبح قرار بود بیام بیمارستان واسه انجام کارهای پایان طرح و گرفتن امضاها و جمع کردن وسایلم از بخش و دیگه رفتن از این بیمارستان  رفتم یعنی با دوستم رفتیم همه امضاها رو گرفتیم اخر رسید ب امضای مدیریت  و مدیریت امضا نکرد ... گفت بمونید هرچی ما گفتیم بهونه آوردیم مشکلاتو گفتیم گفت براتون حل میکنیم.....
در ادامه ی دارم با زندگیم چه کار میکنم ... - تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 16:46
یک آقا من حوصله م سر رفته بود و داشتم اینستا رو بالا و پایین میکردم که فک کردم چرا اینقدر باید اینستای من پرایوت باشع ؟ چرا باید حتماااا یکیو بشناسم که ریکوئستشو قبول کنم با بهش ریکوئست بدم ؟ چرا یه ذره شل نمیکنم و آدمایی که دوستای دوستامن یا به عبارتی فالوور و فالووینگ مشترک داریم رو اضافه نمیکنم ب...
موقعیت (۲) - تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 22:26
امروز اولین شیفتم تو کربلا رو گذروندم و اینو بگم که تو یه شیفت حدود ۸ ساعته ۶۰۰ تا مریض (مراجعه کننده) داشتیم! الان تک تک اعضای بدنم درد میکنه ، هر چی میخوام بشینم یا بلند شم عین پیرزنها میگم آآآآآآییییی وااااااییییی ، عضلاتم درد میکنن و انگار کتک خوردم ( البته این حسو از روز اول دارم...) دلم میخواد...
موقعیت (۳) - تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 22:26
پیام من رو از حرم حضرت عباس دریافت میکنید ... فقط اومدم بگم وقتی مشرف میشید حرم حضرت عباس، یه شکل جدید و عجیبی از ارامش رو حس میکنید که قطعا هیچ جای دیگه قابل احساس و تجربه نیست... یه جوریه که انگار اصلا پاهاتون همراهی نمیکنن که از حرم بیایید بیرون و وقتی به هر جون کندنی قصد خروج میکنید و از مسیر مع...
موقعیت (۴) - تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 22:26
امشب اخرین شیفت شبم تو کربلاست و من واقعا دلم نمیاد این درمانگاه رو که با کمترین امکانات اماده شده و در واقع یه جور درمانگاه صحرایی هست رو رها کنم... دلم میسوزه و میترسم که اخرین بار باشه و دیگه توفیق حضور پیدا نکنم ... Adblock test (Why?)
همه چیز از ۱۷ مرداد شروع شد - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 18:09
اولیش سرپرستارمون واسه این ماه با هززززاررر منت به من ۵ روز مرخصی داده بود که با وقاحت تمام وقتی یکی از همکارای شب کارمون استعلاجی شد ۲ تا از شیفت شب های اون شد سهم من ! یعنی رید تو مرخصی من ولی به سابقه دارهای بخشش حتی پیشنهاد نداد که اگه ممکنه جای همکار استعلاجی رفته شیفت وایسن، بعد حالا که واسه م...
همه چیز از ۱۷ مرداد شروع شد (۲) - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 18:09
به عنوان غول آخر این مسیر ، امروز رفتم تو صف ارز ! تقریبا همه کارا انجام شده  وسایلمم جمع و جور کردم  سرپرستارمم بهم مرخصی نداد :/ و با کلی نامه زدن به مدیریت و ریاست و ... کشیدن پای تمام اینا وسط ماجرا کوتاه اومد ... بازم مرخصی نداده ها فقط شیفت شب نداده :/ شیفت صبح و عصر داد و گفت غیبت کن و کسر حق...
همه چیز از ۱۷ مرداد شروع شد (۳) - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 18:09
دلم میخواد دقیق و با جزئیات بنویسم ولی اگه بیشتر از این تو راه گوشی دستم بگیرم قطعا سرگیجه و حالت تهوع تا آخر مسیر همراهمه... بی مقدمه و بی حاشیه بگم  نمیدونم چطور شد و همه چی چطور پیشرفت ، ولی من الان تو راه کربلا ام ... Adblock test (Why?)
بیست و سوم مرداد ۱۴۰۲ - تاریخ: 1402/5/25 ساعت: 17:26
بیست و سه مرداد سال ۱۴۰۰ طرحم رو شروع کردم و طبق قانون طرح نیروی انسانی وزارت بهداشت، میبایست امروز پایان طرحم رو جشن بگیرم ... ولی چی شد ؟ نشد  مث بقیه مراحل زندگیم، مث بقیه کارهایی که باید انجام میشد و نشد ، مث تمام گره هایی که به هر طریق افتاد رو روندهای زندگیم... از اونجایی که من ۱ سال بعد از فا...
حس خوبی که همه خستگیهامو بررررد... - تاریخ: 1402/5/20 ساعت: 16:40
امروز کشیک پلاسما بودم وسط کار دستگاه خراب شد و تا مهندس بیاد دستگاه رو تعمیر کنه بیخودی الکی چند ساعتی معطل شدم و ساعت تقریبا ۱۰ این حدودای شب بود که داشتم آخرین مریضمو انجام میدادم از دستگاه عکس گرفتم و استوری کردم و نوشتم : Somewhere between sad and tired حالا بگذریم از کلی ریپلای خسته نباشی عزیز...
۵ آگوست روز جهانی بلاگر - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 17:12
۵ آگوست روز جهانی بلاگر عه، و من امسال اینو فهمیدم در واقع اولین وسیله ی انتشار محتوا وبلاگ بوده که برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ راه اندازی و بهره برداری شده، البته اینروزها به دنبال ظهور شبکه های اجتماعی مثل توئیتر و اینستاگرام الان استفاده و استقبال از وبلاگ کمتر شده ولی خب همچنان طرفدارای خاص خودشو...
دیدی میخوای حرف بزنی حس میکنی واکنش بقیه آوار میشه رو سرت؟ - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:24
دیدی میخوای حرف بزنی حس میکنی واکنش بقیه آوار میشه رو سرت رو آوار های قبلی و اونا رو سنگین تر میکنه ؟ من الان همونم هم دلم میخواد حرف بزنم هم نمیدونم با کی حرف بزنم هی لیست تلگرام و واتساپو بالا پایین میکنم هی پروفایلا رو چک میکنم بعد میگم خب ب فلانی پیام میدم بعد میگم ولش کن بابا اون درگیر فلان چیز...
چرت و پرت نویسی - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:24
چرا بعد از حدود ۱۵ سال هنوزم به تغییرات خلق و خویی این دوره ی pms تماما کثافت عادت نکردم ؟ چرا باید اول اعصابم با سگ یکی بشه بعد بشینم کلی گریه کنم بعد حس کنم که افکار سویساید دارم بعد به زمین و زمان فحش بدم و بعدش که پریود میشم بگم اااا همه ش واسه همین بود ؟ شما هم همینید یا مشکل از منه ؟  چرا پایا...
فریدا - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:24
بعد از یه شیفت عصر تک نسبتا سبک رسیدم خونه و داشتم فکر میکردم خوبه بقیه تایمم تا ساعت خوابم رو چه جوری بگذرونم که گفتم بذار یه فیلم ببینم ( کلی کار دیگه واسه انجام دادن بود ها ولی دل و دماغ هیچی نبود راستش...) اضافه کنم که کلی فیلم دانلود شده و ندیده دارم که دنبال یه فراغ خاطرم که بشینم ببینمشون و ا...
نترسم که با دیگران خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی ؟ - تاریخ: 1402/4/7 ساعت: 16:22
گفته بودم س.ت برگشت ؟  ۱۱ فروردین بود که پیام داد عیدتون مبارک ! و ساعت ۱۲ اینای شب بود و منم عصر وشب کار بودم و تایم خوابم بود و چشام از تعجب شد ۶ تا وقتی پیامشو دیدم... همون موقع بود که داشتم با همون دوستم که  تو پست قبل گفتم ازش، چت میکردم بهش گفتم و دوتایی مونده بودیم که جوابشو بدیم یا نه ، خلاص...
دغدغه ی این روزها - تاریخ: 1402/4/7 ساعت: 16:22
۲ماه دیگه طرحم تموم میشه و اگه دانشگاه با شرکتی شدنم موافقت نکنه بیکارم تا تو یه بیمارستان خصوصی کار پیدا کنم ... با بیکار بودن مشکلی ندارم با بی پولی آخر ماهش مشکل دارم ... من اگه ۱ ماه حقوق نگیرم افسرده تر میشم ...  مدت تحصیل ارشدم شده ۳ سال ولی هنوز کلییییی از کارهای پایان نامه م مونده و ذره ای ه...